محمد رضا واليزاده معجزى
650
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
رحيم خانى دشمن بودند ، اطلاع داد و آنها به اتفاق خوانين خود ( مرحوم شير محمد خان و غيره ) در خرمآباد حاضر شدند . والى هم آقاى مير اسفنديار خان شهاب برادر اشرف العشاير را مأمور كردند كه ميان طايفه سگوند رحيمخانى كه در كرهگاه بودند ، رفته و به موجب قول و قرار قبلى كه با والى داده بودند ، هر چه اسلحه و مهمات از نيروى ژاندارمرى لرستان گرفته بودند كه عبارت بود از تعداد بسيارى تفنگ و دو دستگاه توپ مسلسل ، همه را از آنها پس گرفته ، به اتفاق صادق خان رئيس طايفه مزبور نزد والى برد و والى صادق را مورد محبت قرار داده و در قبال اين خدمتى كه انجام داده بود ، از او قدردانى نمود . اما نيت باطنى نظام السلطنه اين بود كه والى صادق خان را دستگير سازد و لذا ميرزا حبيب اللّه خان يمن الملك كمالوند ( پدر آقاى على كمالوند نماينده فعلى مجلس شوراى ملى ) « 1 » را كه از معتمدين او بود ، نزد والى فرستاد كه پيغام نظام السلطنه را داير بر توقيف صادق خان به والى برساند . صادق خان كه به اتفاق شهاب تازه نزد والى وارد شده بودند ، از ماجراى پيغام نظام السلطنه آگاه نبودند و والى براى اينكه با رسول نظام السلطنه مواجه نشوند ، دستور داده كه هر وقت صادق خان و شهاب وارد شدند ، براى آنها جاى علىحده در زير سايه درختهاى شاهآباد مهيا نمايند و بعد از تمام شدن مطالب يمن الملك و مراجعت او آنها را نزد والى هدايت كنند و ترتيب كار را طورى بدهند كه يمن الملك آنها را رؤيت ننمايد . يمن الملك به دار الحكومه ( گلستان ارم ) مراجعت و به نظام السلطنه از قول والى گفته بود كه چون به صادق خان و طايفه او اطمينان دادهام و او با اعتماد قول من به خرمآباد آمده لذا من بر خلاف قول خود نمىتوانم اقدامى بكنم و شما هم در عالم دوستى و محبتى كه نسبت به من داريد نبايد راضى باشيد كه من در لرستان به عهدشكنى و بدقولى شهره شوم و اعتبار گفتارم در ميان مردم از ميان برود . وقتى كه نظام السلطنه جواب والى را دريافت كرد سخت ناراحت شد و به سائقه همان روح لجاجت و كينهتوزى مصمم شد كه شخصا پيش والى رفته و او را مجبور سازد كه صادق خان را توقيف كند . به والى خبر رسيد كه نظام السلطنه شخصا براى قضيه گرفتارى صادق خان نزد تو خواهد آمد . والى براى اينكه مأخوذ به حيا نشود ، در قبال تأمينى كه به صادق خان داده بود به مير اسفند
--> ( 1 ) . [ مجلس شوراى ملى در هنگام نگارش كتاب . ويراستار ]